در آغازین روزهای «اینترنت چیزها – IoT»، این تکنولوژی بیش‌تر روی اپلیکیشن‌های صنعتی، مانند اپلیکیشن‌هایی برای بهبود عملکرد ماشین‌های خودکار و یا محصولات مختص مصرف‌کننده‌ای همچون فیتبیت(۱) متمرکز شده است. اما تحقیقات ما نشان می‌دهد که دسته‌ی انسان‌محورتری از اینترنت چیزها در حال پدیدار شدن است که کمتر درباره‌ی اتوماسیون (اتوماتیک‌سازی در ماشین‌ها) و بیش‌تر درباره‌ی پیشبردهای شخصی است. آن دسته از اینترنت چیزها که کمتر راجع به تجهیزات فردی و بیشتر درباره‌ی «سرویس‌های معیشتی و زیستی» است، و به مردم این امکان را می‌دهد تا تجهیزات هوشمند را همان جوری که خودشان می‌خواهند برنامه‌ریزی و متصل کنند.

به عنوان مثال، برای استفاده از یکی از این تجهیزات معیشتی، شاید من خودرو خود را به دربازکن هوشمند گاراژم وصل کنم، در حالی که این دربازکن را هم به قفل هوشمند خودم متصل کرده‌ام و قفل هم ترموستات هوشمندم را که با سیستم روشنایی‌ام هماهنگ (سینک) شده به کار می‌اندازد. می‌توانم همه‌ی این تجهیزات را جوری برنامه‌ریزی کنم که وقتی به ورودی گاراژم رسیدم، همگی با هم در کنش و واکنش باشند و وظایف خود را انجام دهند. از وقتی که همه چیز بر اساس تنظیمات خودم عمل می‌کند، تجربه‌ی برگشتنم به خانه تسهیل شده است.

ما با نگاه کردن به هزار پلتفرم و سرویس مربوط به تکنولوژی اینترنت چیزها و بیش از ۲۷۹ هزار برهم‌کنش اولین سری گیرنده‌ها، تحلیلی کدباز (Open Source) روی رفتار کاربر اینترنت چیزها انجام دادیم و دریافتیم که مصرف‌کننده‌ها، «اینترنت چیزها»یی می‌خواهند که سرویس‌های شخصی‌سازی‌شده‌ای فراهم کند که قادر به سازگار شدن با زمینه‌های مختلف باشند. درست مثل اینترنت چیزهای صنعتی، اینترنت چیزهای انسانی هم قرار است قابل تبدیل و تغییر [بین زمینه‌های استفاده] باشد.

مردم در واقعیت چطور از اینترنت چیزها استفاده می‌کنند؟داده‌ها نشان می‌دهد، برنامه‌های اینترنت چیزهایی که بیش از همه مورد استفاده قرار گرفته، آن‌هایی هستند که زندگی در خانه را آسان‌تر، متمایزتر و لذت‌بخش‌تر می‌سازد. نتایج تحلیل همچنین نشان می‌دهند بخش بزرگی از کاربران سرویس‌هایی را ترجیح می‌دهند که برای واداشتنشان به انجام کاری، لازم به تحمل دردسر و زحمت نداشته باشند. مردمی که از اینترنت چیزها استفاده می‌کنند، بیش‌تر و بیش‌تر ترجیح می‌دهند به جای صفحه‌ی تصویر از واسط‌های کاربری که بیش‌تر طبیعی و کمتر قابل رویت هستند، استفاده کنند. به بیان دیگر، آن‌ها علاقه‌ای ندارند برای دست‌یابی به آنچه می‌خواهند، روی یک تبلت یک سری دستور تایپ کنند یا با تجهیزات سر و کله بزنند و یا درگیر تنظیمات روی گوشی تلفن همراه بشوند. در عوض، برای این تکنولوژی‌ها به عنوان سرویس‌های معیشتی و زیستی که خواسته‌هاشان را پیش‌بینی کرده و بر اساس این خواسته‌ها عمل می‌کنند، ارزش قائلند.

از داده‌های این تحلیل و آنچه که آن‌ها منظورشان از اینترنت چیزها بود، این چهار زمینه‌ی اصلی سرویس‌های زیستی و معیشتی مشخص می‌شوند:

تکنولوژی که امنیت را وسعت می‌بخشد: مردم می‌خواهند در خانه‌هاشان امنیت داشته باشند. در این حیطه، تقریبا یک دوجین راه حل مربوط به اینترنت چیزها موجود است. به عنوان مثال، سیستمی به نام «پیش چشم» (Presence) آى‌فون‌ها و تجهیزات اندرویدی را به دوربین‌های گردان منزل تبدیل می‌کند. این سیستم از نرم‌افزاری استفاده می‌کند که تلفن‌های قدیمی را به کمک دوربین‌های در حال کار به گوشی هوشمند یا کامپیوتر خانگی‌تان متصل می‌کند تا بتوانید از راه دور محوطه‌های داخل منزلتان را ببینید. شرکت‌های دیگر راه حل‌های جامع‌تری خلق کرده‌اند. به عنوان نمونه، مایکروسافت و اسمارت‌لبز (SmartLabs) کیتی را معرفی کرده‌اند که به مردم این امکان را می‌دهد تا با استفاده از پروتکل اینترنت و از راه دور بتوانند حسگرهای حرکتی و دوربین‌های تجسسی را در خانه کنترل کنند. آن‌ها اساساً می‌توانند خانه‌ی خود را از هرجایی نظارت کنند؛ می‌توانند ببینند چه کسی دارد وارد خانه می‌شود و چه وقتی بیرون می‌رود یا می‌توانند یک فرزند بیمار یا والدین سالمند را تحت نظر داشته باشند. نست (Nest)، محصول جدید گوگل(۲) و هومکیت (HomeKit) شرکت اپل نیز دارند روی تکنولوژی‌هایی کار می‌کنند که به مردمی که از سرویس‌های تولیدشده‌ی آن‌ها استفاده می‌کنند، کمک کند تا بر سیستم‌های امنیتی خانه‌هایشان نظارت داشته باشند.

اپلیکیشن‌هایی که خود افراد را بررسی کیفی می‌کند: مردم به داده‌هایی که داستانی درباره‌ی خودشان بگوید علاقمندند. ما می‌خواهیم بدانیم در ضوابطی هم‌چون هوش هیجانی، شاخص توده‌ی بدنی(۳) و این قبیل چیزها، در مقایسه با دیگران چطوریم؟ شما دست روی هر پارامتری در خوداندازه‌گیری بگذارید، مردم می‌خواهند اعداد مربوط به آن پارامتر را بدانند. پس جای تعجب ندارد که در خانه‌ها، یکی از اپلیکیشن‌های اینترنت چیزها که بیش از همه دانلود شده، مربوط به بررسی کیفی خویش بوده است. بررسی و ردیابی الگوهای خواب ما و سطوح فعالیت روزانه، و نگاه کردن به داشبوردهای ساده‌ی تحلیلی برای فهم داده‌ها، تنها یک مثال است از این‌که ما چطور خودمان را بررسی کیفی می‌کنیم. تجهیزاتی که این کار را انجام می‌دهند، اصولا به صورت دستبندهایی با نرم‌افزار و حسگری که در آن جاسازی شده، جزء آن دسته از محصولات مجهز به اینترنت هستند که زودتر از همه به فروش می‌رسند.

سرویس‌هایی که ماشین‌های ما را بهینه‌سازی می‌کنند: مردم سرویس‌هایی از اینترنت چیزها را دوست دارند که به صورت خودکار آن‌چه را که قرار بوده خودشان انجام دهند، انجام می‌دهد. یکی از پرطرفدارترین برنامه‌ها (روشن کردن چراغ‌های داخل ساختمان وقتی که آفتاب غروب می‌کند) مثال خوبی است از این‌که چگونه تجهیزات هوشمند و متصل می‌توانند بهینه‌سازی شوند تا زمان و پول مردم حفظ شود. محصولات جدیدی وجود دارند که می‌توانند به صورت خودکار تجهیزات تهویه‌ی مطبوع، گرمایشی و این قبیل را، که از برق استفاده می‌کنند، بر اساس این‌که بیش‌تر ممکن است مردم چه زمانی به آن‌ها نیاز داشته باشند، تنظیم کنند. سرمایه‌گذاری‌ها در شرکت‌های معروفی همچون جنرال الکتریک (General Electric) و ویرل‌پول (Whirlpool) و استارتاپ‌هایی همچون چای انرژی (Chai Energy) در ارتباط با افزودن حسگرها و سایر تکنولوژی‌های اینترنتی به دستگاه‌های خانگی، پیشنهاد می‌کنند که بالا بردن عرضه‌ی این موارد، منجر به بالا رفتن تقاضا خواهد شد. این هم حوزه‌ی دیگری است که شاید ما بخواهیم به تجهیزات و دستگاه‌ها اجازه دهیم رفتار ما را پیگیری کنند تا بتوانند درباره‌ی ترجیحات ما بیشتر یاد بگیرند و نیازهامان را پیش‌بینی کنند.

روش‌های خلاقانه برای تسهیل تجربیات روزانه: افراد کمی هستند که بتوانند هزاران دلار برای قرار دادن حسگرها و تکنولوژی‌های شخصی‌سازی شده در خانه‌هاشان هزینه کنند (همان‌طور که بنیان‌گذار مایکروسافت، بیل گیتس، گفته، با قرار دادن صفحه‌نمایش‌های کامپیوتری عظیمی که عکس‌ها و آثار هنری معروف را نمایش می‌دهند، مردمی را که گرداگرد محوطه‌ی خانه‌اش در سیاتل می‌گردند راضی نگه داشته است). اما اینترنت چیزها گسترش پیدا می‌کند و بیش از پیش همه جا در دسترس است. بسیاری از تجربیات با قیمت‌هایی کم‌تر گزاف در خانه‌ی همگان در دسترس خواهد بود. این می‌توانست پلتفرم اینترنت چیزها باشد که تجهیزات هوشمند و حسگرها را با اتصال ایجاد کردن میان وجوه حسگری محیط ما مانند دیدنی‌ها، دماها و صداها، به لحظات جدا از هم روزمره‌ی ما متصل کند. یکی از پرهوادارترین تک‌برنامه‌هایی که ما شناخته‌ایم، کانال هواشناسی را به سیستم روشنایی فیلیپس هو (Phillips Hue) وصل می‌کند، که در این سیستم اگر بارندگی شروع شود، چراغ‌های مجهز به اینترنت در اتاق‌های از پیش تعیین شده آبی رنگ خواهند شد. در سرویس‌های زیستی و معیشتی، این عناصر در سرتاسر وب به هم وصل شده‌اند و با استفاده از تکنولوژی حسگر بر هم اثر می‌گذارند. شما می‌توانید انواع بسیار متفاوتی از کاربردهای این شکل از تکنولوژی‌های تسهیل تجربه را تصور کنید. برای مثال، نویسنده‌ای که دوست دارد تمرکزش را با موسیقی کلاسیک و نورپردازی طبیعی افزایش دهد، لازم نیست از جای خودش بلند شود و این تغییرات را صورت دهد؛ تجهیزات مختلفی در اتاق می‌توانند این تنظیمات را به صورت خودکار فعال کنند. این شکل از شخصی‌سازی، خبر از عطش برای تجربیاتی از تکنولوژی می‌دهد که حس تمایز را در خانه‌ها به وجود می‌آورند.

اپلیکیشن‌های انسان-محوری که در نمونه‌ی اولیه‌ی اینترنت چیزها بسیار محبوب‌اند، به طور عمومی مربوط به فعالیت‌های خانگی هستند. اما گرایش عمده‌تری از سرویس‌های شخصی‌سازی‌شده‌ای که در کنار ما قرار می‌گیرند و از رفتار ما می‌آموزند، فارغ از زمینه‌ی استفاده هستند. قرار نیست مردم در محل کار، کم‌تر از خانه‌ها چنین چیزی را بخواهند. پس شاید این‌طور که الان درباره‌ی این اپلیکیشن‌های خانگی معطوف به انسان فکر می‌کنیم، بیش‌تر شبیه نگاه کردن توی سوراخ کلید باشد. آن‌چه که ما از این نگاه اجمالی درمی‌یابیم این است که حالا سرویس‌های دیجیتالی به طور فزاینده‌ای در آینده در خانه و محل کار و هر جای دیگری با ما زندگی خواهند کرد.

۱) Fitbit: نام شرکتی است در سان‌فرانسیسکو که محصولاتی با همین نام تولید می‌کند. این محصولات بی‌سیم، فعالیت‌های مربوط به سلامتی و تناسب اندام کاربر خود را (مانند مسافت راه رفتن، تعداد قدم‌ها، کیفیت خواب و…) رصد می‌کنند.

۲) Nest: عنوانی که گوگل به این محصول خود داده (Nest)، به معنی سنگر بتونی است.

۳) Body Mass Index: سنجشی آماری برای مقایسه وزن و قد یک فرد است.

منبع: Harvard Business Review

کانال تلگرام تخفیفان