والدینی که از هم جدا شده‌اند، باید به سلامت جسمی و عاطفی فرزندشان توجه کنند. ممکن است این کار مسئولیتی بدیهی به نظر برسد، اما بعد از طلاق، یک وظیفه‌ی بسیار مهم و حساس است.

طلاق ممکن است تاثیر عمیقی بر سلامت کودکان داشته باشد. مراحل قانونی کار و پس از آن، می‌توانند هر چیزی را تحت‌تاثیر قرار دهند: علاقه‌ی کودک به والدینش، عزت‌نفس و اعتماد‌به‌نفس او و عملکردش در مدرسه. گاهی این اثرات بسیار واضح هستند. برای مثال بعد از اینکه والدین برای طلاق اقدام می‌کنند، کودک ممکن است مشکلاتی ایجاد کند. اما گاهی این تغییرات نامحسوس هستند. برای مثال کودک به تدریج با یکی از والدین یا هر دوی آن‌ها ارتباطش را کمتر می‌کند.

والدین جدا شده باید هوشیارانه به رفتارهای فرزندانشان توجه کنند. آن‌ها باید درباره‌ی اثرات روانی طلاق بر کودکان در سنین مختلف اطلاعات کافی داشته باشند و باید بدانند اگر یکی از اثرات منفی طلاق را مشاهده کردند چه واکنشی باید نشان بدهند.

بدیهی است که با توجه به شخصیت و محیط، طلاق ممکن است اثرات مختلفی بر کودکان داشته باشد. کودکی که اعتماد‌به‌نفس کمی دارد نسبت به کودکی که ذاتا اعتماد‌به‌نفس بیش‌تری دارد، بعد از طلاق والدینش، اعتماد‌به‌نفسش بسیار کمتر خواهد شد. کودکانی که از محیط نسبتا امن خانه به محیط پرآشوب بعد از طلاق وارد می‌شوند، نسبت به کودکانی که در محیط امن‌تری هستند، افسرده‌تر یا پرخاشگرتر می‌شوند. گاهی فرزندان طلاق می‌بینید که والدینشان به شدت با آن‌ها مشکل دارند و گاهی بعضی کودکان به خوبی با طلاق والدینشان برخورد می‌کنند. پس واکنش به طلاق تا حدودی به شخصیت افراد بستگی دارد. به علاوه با توجه به سن کودکان می‌توان واکنش آن‌ها به طلاق را بررسی کرد. در این مقاله چهار گروه سنی و تاثیر طلاق بر آن‌ها توضیح داده می‌شود. با مجله تخفیفان همراه باشید.

کودکان زیر ۵ سال

تحقیقات نشان می‌دهد طلاق، کودکان ۲ ساله و حتی کوچک‌تر را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. مطالعات نشان می‌دهند اگرچه کودکان نوپا، مفهوم طلاق را درک نمی‌کنند، اما هنگامی که یک رابطه به نوعی شکسته می‌شود یا کاهش می‌یابد، آن‌ها این مسئله را احساس می‌کنند. آن‌ها متوجه می‌شوند پدرشان مانند گذشته در کنارشان نیست. از دیدگاه روانشناسی هنگامی که آن‌ها باید تعلق را تجربه کنند، عدم پذیرش و طردشدگی را تجربه می‌کنند. دقیقا مشخص نیست که این موضوع در آینده چه تاثیری بر آن‌ها خواهد داشت اما روان‌شناسان معتقدند با بعضی مشکلات و اختلالات در آینده‌ی آن‌ها ارتباط دارد.

divorce-kidsآنچه ما با قاطعیت می‌دانیم این است که چگونه کودکان۳ تا ۵ سال تحت‌تاثیر قرار می‌گیرند. آن‌ها نسبت به اینکه چه کسی از آن‌ها مراقبت خواهد کرد یا چه کسی به زندگی پدر یا مادرشان وارد خواهد شد، بسیار احساس ترس می‌کنند. در این سن بچه‌ها به هیولا اعتقاد دارند، صدایی را از درون کمد می‌شنوند و باور می‌کنند یک شیطان در آنجا مخفی شده است. شب‌ها، سایه‌های روی دیوار برای آن‌ها مانند موجودات وحشتناکی هستند. طلاق این حس شوم را تقویت می‌کند. بچه‌ها با ترسو یا پرخاشگر شدن، به ترس‌هایشان پاسخ می‌دهند. آموزش رفتن به دستشویی ممکن است تحت‌تاثیر این ترس قرار بگیرد و آن‌ها ممکن است مشکلات خوابیدن پیدا کنند.

بعضی از کودکان در این محدوده‌ی سنی ممکن است با طلاق گیج شوند. این گفته که بسیاری از پدر و مادرها از هم جدا می‌شوند ممکن است برای آن‌ها قابل درک نباشد. در نتیجه ممکن است سوالات زیادی درباره‌ی جدا شدن بپرسند: «بابا کجاست؟ چرا دیگه اینجا نیست؟»

کودکان ۶ تا ۹ سال

این کودکان تا حدودی مفهوم طلاق را درک می‌کنند و به همین دلیل، آن‌ها اغلب پدیده‌ی تعارض وفاداری (Loyalty Conflict) را تجربه می‌کنند؛ که نوعی کشمکش برای وفاداری به پدر یا مادر است. این تعارض ممکن است به اشکال مختلف نمود پیدا کند. برای مثال هنگامی که مادر سرپرستی فرزند پسر را قبول می‌کند، ممکن است کودک پرخاشگر شود؛ زیرا آن‌ها احساس می‌کنند مجبورند مادرشان را انتخاب کنند و با این کار به پدرشان خیانت می‌کنند. کودکان معمولا به طور یکسانی بین پدر و مادر در رفت‌وآمد هستند و ممکن است تمایل نداشته باشند اتفاقات بدی که در خانه‌ی یکی از آن‌ها رخ می‌دهد را گزارش کنند. مثلا ممکن است در خانه‌ی مادر اتفاق بدی افتاده باشد و کودک نخواهد آن را برای پدر یا هر کس دیگری تعریف کند. یا ممکن است با پدرشان بسیار خوش بگذرانند و احساس خیانت نسبت به مادرشان داشته باشند. مهم نیست آن‌ها چه کاری انجام می‌دهند، اما آن‌ها احتمالا احساس خیانت می‌کنند.

هنگامی که پدر تلاش می‌کند دخترش را متقاعد کند در خانه‌ی او بیش‌تر از خانه‌ی مادرش خوش می‌گذراند، تعارض وفاداری بیش‌تر می‌شود: «شرط می‌بندم مامانت مثل من اجازه نمیده برای شام بستنی بخوری.»

o-DIVORCE-KIDS

کودکان ۱۰ تا ۱۲ سال

بلوغ به این کودکان کمک می‌کند درک بیش‌تری از طلاق داشته باشند. آن‌ها اغلب دلایل طلاق را می‌فهمند. اما احتمالا کودکان در این محدوده‌ی سنی نسبت به طلاق و دلایل آن بیش‌تر احساس شرمندگی می‌کنند. اگرچه آن‌ها نسبت به بچه‌های کوچک‌تر بهتر می‌توانند واکنش‌هایشان نسبت به طلاق را کنترل کنند، ‌اما ممکن است خواب‌های آشفته درباره‌ی طلاق ببینند یا تجربیات دیگری داشته باشند که واکنش ناخودآگاه به طلاق والدینشان باشد.

همچنین این سن، زمانی است که کودکان در کنترل احساساتشان دچار مشکل هستند و ممکن است واکنش عصبی نشان دهند. آن‌ها گاهی این خشم را در برخورد با پدر یا مادرشان بروز می‌دهند، اما اغلب اوقات آن‌ها در مدرسه این واکنش را دارند. بعضی کودکان در خانه احساساتشان را کنترل می‌کنند اما در مدرسه، با بچه‌های دیگر دعوا می‌کنند یا به تندی با معلمان صحبت می‌کنند. بعد از طلاق، بروز خشم و دیگر تغییرات رفتاری در میان کودکان این رده‌ی سنی شایع است.

divorce

نوجوانان ۱۳ تا ۱۸ سال

اگر چه به نظر می‌رسد جوانان و نوجوانان آن‌قدر بزرگ شده‌اند که با طلاق، مانند بزرگسالان کنار بیایند اما طلاق می‌تواند ضربه‌ی سختی برای آن‌ها باشد. در جامعه، نوجوانان با مسائل زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و کنار آمدن با طلاق ممکن است مبارزه‌ی سختی برای آن‌ها باشد. در این سن هویت آن‌ها در حال شکل‌گیری است و طلاق ممکن است مانع این موضوع باشد. اگرچه نوجوانان نگرانی‌هایشان را بیان نمی‌کنند، اغلب ذهن آن‌ها پر از سوالات نگران‌کننده است: مامانم را باز هم می‌بینم؟ باز هم با بابا فوتبال بازی می‌کنم یا به تماشای مسابقات می‌رویم؟ اگر بابا برای مراسم مدرسه بیاد، مامان هم میاد؟ همچنین در این سن به توانایی‌های خود برای ارتباط با جنس مخالف شک کرده و به این موضوع فکر می‌کنند که آیا آن‌ها می‌خواهند در آینده ازدواج کنند یا نه.

مانند کودکان گروه قبل، نوجوانان نیز ممکن است در واکنش به طلاق پرخاشگر شوند. همچنین آن‌ها ممکن است دچار استرس شوند و نمراتشات افت شدیدی پیدا کند. حتی ممکن است برای رهایی از استرس به مصرف سیگار و حتی مواد مخدر روی بیاورند.

اثرات کوتاه مدت طلاق بر کودکان نباید تبدیل به اثرات بلند مدت شود. در واقع بعضی از کودکان وقتی والدینشان از هم جدا می‌شوند نفس راحتی می‌کشند. هنگامی که والدین مدام در حال نزاع هستند، کودکان رنج می‌کشند. برای کودک بسیار سخت است ببینید یکی از والدین یا هر دوی آن‌ها به هم توهین کرده و از الفاظ نامناسب استفاده می‌کنند و از آن سخت‌تر هنگامی است که آن‌ها شاهد خشونت فیزیکی والدینشان هستند. طلاق با حذف نزاع‌های مداوم، حتی ممکن است زندگی را برای کودکان آرام‌تر کند؛ زیرا درگیری بین والدین کاهش یافته و کودکان مجبور نیستند در میان کشمکش و درگیری دائمی والدین زندگی کنند.

علاوه بر این مزیت‌ها، بعد از طلاق برای والدین فرصتی ایجاد می‌شود تا نسبت به قبل از طلاق پدر یا مادر بهتری باشند. قبل از طلاق بسیاری از والدین ممکن است به دلیل رابطه‌ی متشنجی که در خانه جریان دارد، زمان بیش‌تری را سر کار، مسافرت یا با دوستانشان بگذرانند، بنابراین از نظر فیزیکی در کنار فرزندانشان نیستند.

گاهی والدین بعد از طلاق، از مسئولیت‌هایش به عنوان پدر یا مادر آگاه می‌شوند. هنگامی که می‌توانند زمان محدودی با فرزندانشان باشند، به طور جدی مسئولیت‌هایشان را شروع می‌کنند. آن‌ها در مراسم مربوط به فرزندانشان که در گذشته شرکت نمی‌کردند، حاضر می‌شوند. مشتاقانه به حرف‌های پسر و دخترشان گوش می‌کنند. برنامه‌هایشان را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند که زمان بیش‌تری در کنار فرزندانشان باشند.

اگر شما از این فرصت استفاده کنید می‌توانید بعد از طلاق رابطه‌ی بهتری با فرزندانتان داشته باشید. این موضوع می‌تواند باعث پیشرفت آن‌ها شده و حداقل بعضی از تاثیرات روانی و منفی طلاق را از بین ببرد.

منبع: Portland Family

کانال تلگرام تخفیفان