«استعداد ذاتی»  یک ترکیب متضاد است، اینطور که به نظر می‌رسد بر اساس این اصطلاح هیچ کس با استعداد به دنیا نمی‌آید و همه‌ی ما برای افزایش مهارت‌ها و ویژگی‌هایمان که باعث می‌شود  بعدها دیگران ما را با استعداد بدانند توانایی متفاوت داریم.

این طیف گسترده از توانایی‌ها معیارهای دوران کودکی مانند پیش‌بینی دقیق هوش و موفقیت شغلی در بزرگسالی را ممکن می‌سازد. ویژگی‌های روانی مانند ویژگی‌های جسمی به آسانی به نسل‌های بعد منتقل نمی‌شوند و هنگامی که موضوع قوای ذهنی در میان باشد بحث کمی گسترده‌تر می‌شود.

پس این سوال به وجود می‌آید که چرا بعضی افراد نسبت به سایر افراد در گسترش توانایی‌هایشان بهتر هستند؟ سه دلیل وجود دارد که مانع شکوفا شدن همه‌ی توانایی‌های شما می‌شود و ما قصد داریم در ادامه این سه دلیل را توضیح دهیم. با مجله تخفیفان همراه باشید.

۳ دلیل که باعث شده نتوانید از همه پتانسیل خود بهره ببرید

۱- خودآگاهی کم

یکی از باثبات‌ترین یافته‌های روانشناسی نشان می‌دهد معمولا مردم درباره‌ی توانایی‌های واقعی خود اطلاعات کمی دارند و اکثر افراد تصور می‌کنند از خود واقعیشان بهتر هستند؛ به ویژه این مورد در افراد با استعداد کم‌تر صدق می‌کند. ویلیام میلر در این مورد می‌گوید: این یکی از ویژگی‌های اصلی افراد بی‌کفایت است زیرا افرادی که دچار این مسئله هستند نمی‌توانند بفهمند که بی‌کفایت هستند.

در مقابل افراد با استعدادتر از محدودیت‌ها و توانایی‌های خود اطلاعات بیش‌تری دارند؛ در نتیجه هرچه شما در حوزه‌ی خاصی مهارت‌ها و توانایی‌هایتان را افزایش دهید بهتر می‌توانید درباره‌ی این توانایی‌های خود اظهارنظر کنید. در مراحل مهم و اولیه‌ی چرخه‌ی توسعه‌ی استعداد‌ها، کسب آن میزان از خودآگاهی به دو دلیل بسیار سخت است. اول اینکه ما درباره‌ی کارهای خود بازخورد دقیقی نمی‌گیریم و دوم هنگامی که کاری انجام می‌دهیم، کارهایمان را به طور جدی نقد نمی‌کنیم.

بسیاری از ما تمایل داریم به جای درک درست، صرفا درک مثبتی از خود داشته باشیم که این امر منجر می‌شود (به ویژه هنگامی که تصور می‌کنیم بااستعداد هستیم) به جای انتقاد، بازخوردهای مثبت را در اولویت قرار دهیم. پس برای چک کردن توانایی‌هایتان باید به انتقادات هم توجه کنید.

تا جایی که می‌توانید فروتن باشید و خود را نقد کنید. به دنبال افرادی آگاهی باشید که صادقانه و با صراحت درباره‌ی مهارت‌هایتان با شما حرف می‌زنند. گرچه ممکن است حقیقت گاهی تلخ و آزاردهنده باشد اما با آگاهی از حقیقت پیشرفت شخصی آغاز می‌شود.

۲- انگیزه‌ی ضعیف

ساده‌ترین معادله برای استعداد ممکن است گمراه‌کننده‌ترین معادله نیز باشد:

عمل – تلاش = استعداد

می‌دانید چرا؟ زیرا هنگامی که در کاری استعداد بیش‌تری دارید برای خوب و درست انجام دادن آن به تلاش کم‌تری نیاز دارید اما برای پرورش استعداد به تلاش نیاز دارید و اینجا انگیزه وارد عمل می‌شود.

هنگامی که برای یادگیری مهارتی انگیزه دارید فرآیند یادگیری موثرتر و لذت‌بخش‌تر می‌شود. مشکل این است که اکثر مردم آنچه را که می‌گویند می‌خواهند را به طور جدی نمی‌خواهند. پاول آردن می‌گوید: «من می‌خوام» به این معنا است که اگر چیزی را بخواهم آن را به دست می‌آورم. به دست آوردن چیزی که می‌خواهید به این معنا است که تصمیم بگیرید چیزی که بخواهید را به دست آورید.

به عبارت دیگر تعداد کمی از ما برای به دست آوردن چیزی که می‌خواهیم کاری انجام می‌دهیم. خیلی خوب است اگر بگویید می‌خواهید برای گوگل یا اپل کار کنید اما آنقدر این کار را می‌خواهید که برای رسیدن به این خواسته کارهای لازم را انجام دهید و تلاش کنید؟  بعضی آرزو دارند به دانشگاه هاروارد بروند یا تجارت موفقی را شروع کنند. برخی خواسته‌ها سطحی هستند و برای رسیدن به آن‌ها تلاشی صورت نمی‌گیرد.

انگیزه‌ی واقعی، عنصری کلیدی است. کسانی که موفق هستند با وسواس اهدافشان را دنبال می‌کنند و  در طول زمان انگیزه را به استعداد تبدیل می‌کنند.

۳- تمرکز بر ویژگی‌های نادرست

همه‌ی ما گرایشات و تمایلات طبیعی داریم که روانشناسان آن را «شخصیت» می‌نامند. می‌توانیم شخصیت را مجموعه‌ای از چیزهایی بدانیم که معمولا و برحسب عادت انجام می‌دهیم یعنی پیش‌فرض‌هایی که برای انجام دادن کارها به روش خاص و در شرایط خاصی داریم. یکی از چیزهایی که بسیاری از ما نادیده می‌گیریم زمانی است که شخصیت ما محیط یا شرایط مناسب را پیدا می‌کند، می‌توانیم پیشرفت رفتاری واقعی را ببینیم.

به عبارت دیگر، حداقل تا حدی استعداد همان شخصیت است که در زمان درستی در مکان درستی قرار دارد. هنگامی که بر روی مهارت‌هایی که با شخصیت شما مطابقت دارد تمرکز می‌کنید، پیشرفت و توسعه‌ی همه‌ی توانایی‌هایتان آسان‌تر می‌شود.

به علاوه فراموش نکنید که اگر تنها بر نقاط قوت خود تمرکز کنید اشتباه است. در واقع شما باید در کنار نقاط قوت، از تمایلات رفتاری اشتباه خود نیز آگاه باشید. به طور خلاصه ابتدا باید بدانید به طور طبیعی چه کاری را خوب انجام می‌دهید و سپس توجه کنید آیا به این استعدادهایتان توجه می‌کنید و  تلاش کنید از افراد بااستعدادی که می‌شناسید بازخورد صادقانه و سازنده دریافت کنید. درست است این کار ساده نیست اما مشخص کردن همه‌ی این موانع بر عهده‌ی شما است.

منبع: Fast Company

کانال تلگرام تخفیفان