موفقیت بلندمدت به جلب توجه دیگران بستگی دارد. اگر رئیستان به کار شما توجه نکند، چگونه ممکن است در شغلتان ترفیع بگیرید؟ اگر افراد تیمتان به حرف‌های شما گوش نکند، چگونه می‌توانید به طور موثر آن‌ها را رهبری و راهنمایی کنید؟ و اگر نتوانید توجه مشتریان را جذب کنید، چگونه کسب و کار شما دوام خواهد آورد؟

استیو روبل می‌گوید: “توجه مهم‌ترین دارایی است که کسی می تواند به شما بدهد؛ توجه بیش‌تر از پول، دارایی یا اشیا ارزشمند است.”

 اما افراد کمی فلسفه‌ی مجذوب کردن دیگران را می‌دانند. کتاب‌های روانشناسی، عصب شناسی، اقتصادی و اجتماعی زیادی در این باره وجود دارد. اما به طور کلی هفت محرک برای جلب توجه افراد وجود دارد که در این مقاله به آن‌ها اشاره می‌کنیم

در ادامه مطلب با مجله تخفیفان همراه باشید و برای مشاهده‌ی آخرین تخفیف‌ها، به صفحه اصلی تخفیفان مراجعه کنید.

روش‌های جلب توجه دیگران

۱- به صورت خودکار: اگر کسی با تفنگ در هوا شلیک کند سرتان را به طرف صدا بر می‌گردانید. اگر یک خانم لباس قرمزرنگ جیغ بپوشد، احتمالا بیش‌تر توجه دیگران را به خود جلب می‌کند. گیرنده‌های حسی وجود دارند که به طور خودکار توجه ما را به سمت چیزی می‌کشانند. این مسئله یک مکانیزم امنیتی است که به ما کمک می‌کند تا زودتر از آن چه که مغزمان فکر می‌کند  به اتفاقات پیرامون عکس العمل نشان دهیم. البته منظورمان این نیست که از همه بلندتر حرف بزنید یا لباس و جوراب قرمز بپوشید! اما درباره‌ی روش‌های ریزی برای به بازی گرفتن غرایز افراد و جلب توجه آن‌ها فکر کنید. برای مثال سعی کنید مشتری‌هایتان را به یک فنجان چای یا قهوه داغ دعوت کنید. نتایج یکی از مطالعات چاپ شده در Science نشان می‌دهد افرادی که در معرض چنین برخوردهایی قرار گرفته‌اند، رفتاری دوستانه‌تر و بخشنده‌تر از خود بروز می‌دهند.

۲- چارچوب‌ها: تصور ما از جهان توسط گرایشات و تجربیات بیولوژیکی، اجتماعی و شخصی شکل گرفته است. این چارچوب‌های ارجاعی باعث می‌شوند ما به بعضی نظرات و ایده‌ها توجه کرده و بعضی دیگر را کاملا نادیده بگیریم. برای به کار گرفتن این محرک یا باید خود را با چارچوب ذهنی مخاطبتان سازگار کرده و یا آن را تغییر دهید. یکی از روش‌هایی که می‌توانید برای تغییر چارچوب ذهنی دیگران به کار ببرید تکرار است. در پژوهشی کلاسیک که از سال ۱۹۷۰ شروع شده، پژوهشگران دریافته‌اند که اگر شما به طور مداوم افرادی را در معرض جملات یکسانی (برای مثال کره‌شمالی بیش‌ترین ذخایر نفتی را دارد) قرار دهید؛ آن‌ها، این جملات را باور خواهند کرد.  بنابراین اگر می‌خواهید در کسی نفوذ کنید از تکرار یک پیام نترسد.

 ۳- نقض انتظارات: ما به آن چه که انتظارات‌مان را نقض می‌کند، توجه خاصی نشان می‌دهیم. به همین دلیل به طور غریزی می‌خواهیم  بفهمیم که یک اتفاق نشانه‌ی تهدید است یا پیشرفتی مثبت. در محافل دانشگاهی این موضوع به عنوان نظریه نقض انتظارات شناخته شده است. هر چه موضوعی متناقض تر باشد، جالب‌تر خواهد بود. برای جلب توجه روَسا، مشتریان و همکارانتان سعی کنید آن‌ها را به طور مثبتی غافلگیر نمایید، مثلا یک سوال غیرمنتظره بپرسید، کاری را قبل از موعدش انجام دهید، به جای دعوت به یک فنجان قهوه، آن‌ها را به قدم زدن دعوت کنید.

 ۴- پاداش: بسیاری از مردم باور دارند که ترشح دوپامین باعث ایجاد احساس لذت در افراد می‌شود. اما براساس گفته دکتر کنت بریدج، استاد دانشگاه میشیگان این موضوع بیش‌تر به پیش‌بینی و انگیزه بستگی دارد. این مسئله نیاز ما به غذا، پول، رابطه جنسی و یا نیازهای غریزی‌تر مانند خودشکوفایی و هدفمندی را تامین می‌کند. تمایل ما برای به بدست آوردن و تامین این نیازها، ما را وادار به انجام کارهایی برای جلب توجه دیگران می‌کند. هدف شما به عنوان یک مدیر باید این باشد که عواملی که برای کارمندان، همکاران و مافوق شما جذاب‌تر هستند را پیدا کرده و آن‌ها را در ذهن‌شان درونی کنید. پاداش‌های قابل لمس، تجربه و تصور، تاثیر بیش‌تری بر توجه ما دارند. برای مثال هنگامی که پس از اتمام یک پروژه‌ی بزرگ به تیمتان پیشنهاد یک مراسم شام می‌دهید، تنها درباره آن حرف نزنید، برایشان عکس بفرستید و آن‌ها را هیجان‌زده کنید.

۵- اعتبار: مشتریان همواره کارشناسان را قابل‌اعتمادترین افراد می‌دانند، حتی بیش از مدیران عامل یا افراد معروف. برای این مسئله دلیل علمی وجود دارد: در سال ۲۰۰۹ در دانشگاه اموری (Emory University) یک عصب‌شناس اقتصادی به نام گرگ برنز تحقیقی انجام داد و متوجه شد هنگامی که از یک متخصص توصیه‌ای دریافت می‌کنم، مراکز تصمیم‌گیری مغز ما بسیار آهسته کار می‌کنند یا اصلا کار نمی‌کنند. دکتر رابرت سیالدینی این پدیده را «تسلیم هدایت شده» می‌نامد. بنابراین به ویژه زمانی که می‌خواهید توجه کسانی که شما را نمی‌شناسند را جلب نمایید، بحث را با مدارک و تحصیلات خود هدایت کنید، تخصص خود را ارائه داده و از کسانی نام ببرید که در موضوع مورد بحث اطلاعات بیش‌تری دارند.

۶- معما: آیا تا به حال متوجه شده‌اید چرا نمی‌توانیم مطالعه کتابی جذاب را کنار بگذاریم یا از تماشای بی‌وقفه سریال‌هایی مثل لاست دست بکشیم؟ حافظه ما توانایی خوبی در به خاطرسپاری داستان‌ها و کارهای ناتمام دارد. در واقع برای این مسئله یک اصطلاح علمی وجود دارد: اثر زیگارنیک؛ این پدیده نام خود را از روانشناس روسی که آن را کشف کرد، گرفته است. همچنین ما عدم قطعیت و تردید را دوست نداریم و تلاش می‌کنیم به هر طریق ممکن آن را کاهش دهیم و شما می‌توانید از این موضوع به نفع خود استفاده کنید. تصور کنید با یک مشتری مهم قرار ملاقات دارید یا مصاحبه استخدامی دارید و می‌خواهید آن‌ها را برای ملاقات بعدی ترغیب کنید. داستانی را برای او تعریف کرده یا برای خود کاری مشخص کنید که زمانی آن را به اتمام خواهید رساند که طرف مقابل وظیفه خود را انجام داده باشد. الزام او برای کامل کردن کارش باعث می‌شود که دائما آن کار را به خود یادآور شود و توجهش را جلب نماید.

۷- تصدیق کردن: دکتر توماس د. زنگونیتا، مردم‌شناس و نویسنده‌ی کتاب واسطه، معتقد است که تصدیق کردن، نیاز ما به مورد تایید قرار گرفتن و همدلی، یکی از اساسی‌ترین نیازهای ما است. او می‌گوید «همه پستانداران به توجه نیاز دارند، اما تنها انسان به تأیید و تصدیق نیاز دارد. راز این موضوع، احساس تعلق به جامعه‌ای است که به ما اهمیت می‌دهد. اگر این احساس را برای هر کسی که می‌خواهید توجهش را به دست آورید، ایجاد کنید، آن‌ها نیز این کار را برای شما انجام خواهند داد.

موثرترین مدیران، کارمندان و مدیران اجرایی کسانی هستند که از این ۷ محرک برای مورد توجه قرار دادن ایده‌ها، پروژه‌ها و تیم‌هایشان استفاده می‌کنند. فهمیدن فلسفه توجه، پیش نیازی برای موفقیت در عصر اطلاعات است.

منبع: Harvard Business Review

کانال تلگرام تخفیفان